تن عریان شب کبود است
و من
خسته از پیمان های شکسته
به آغوشش پناه برده ام...

ای کاش
برای مدتی در همین حوالی گم میشدم


ساعت 3:25 نیمه شب
از غم نوشته های الکی!

بهروز قاسمی